تبلیغات


چرا ؟

چرا ؟

 

چرا ازمن گریزانی تو ای پول ؟

زچشمم از چه پنهانی تو ای پول

 

زهجرت کور گشتم کن ترحم

بغمزه روی میگردانی تو ای پول

 

بدنبال تو گشتم قاف تا قاف

میان جیب دزدانی تو ای پول

 

چگونه میشوی خارج زکشور

رفیق جمع خوبانی تو ای پول

 

اگر یک شب بخواب من بیائی

بچشمم نور افشانی تو ای پول

 

رفیقم بوده ای خیلی قدیما

کنون برمن چو سلطانی تو ای پول

 

تورا مالک کسی باشد عزیزاست

سبب ساز عزیزانی تو ای پول

 

فقیران راچرا ازیاد بردی ؟

هوادار مدیرانی تو ای پول

 

زهجرت جان من بر لب رسیده

چنان مورم سلیمانی تو ای پول

 

دوچشمم کور گشته از فراقت

مرا چاک گریبانی تو ای پول

 

منم چو روزه داری آخر ماه

بچشمم ماه تابانی تو ای پول

 

خردمندان زیاد دوستت ندارند

عطا بخش کریمانی تو ای پول

 

حقیقت من تورا ازیاد بردم

طلائی ؛ خارج ازکانی تو ای پول

 

تمام مشکلات حل میکنی تو

گهی ابزار شیطانی تو ای پول

 

نبودت درد ؛ زا، باشد بمردان

زمانی دین و ایمانی تو ای پول

 

توئی برگ نوای بی نوایان

رساننده به سامانی تو ای پول

 

گهی جان میخری گه می فروشی

سپاه یکه میدانی تو ای پول

 

جوانان را بر آری آرزوشان

گریزان از جوانانی تو ای پول

 

فقط (گمنام) در وصف تو گوید

که هم دردی و درمانی تو ای پول

پنجشنبه پنجم بهمن نود شش .



منبع این نوشته : منبع